بابا مجتبیبابا مجتبی، تا این لحظه: 41 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
مامان زهرامامان زهرا، تا این لحظه: 34 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
زندگی مازندگی ما، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره

ارمغانِ بهشت

شب سال نو ... ساعت 3 بامداد

1395/1/1 3:01
نویسنده : ارمغان بهشت
271 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دلممممممممممممممممممممممحبت

 

حالت خوبه؟؟ البته که خوبی ، اون بالا پیش خدا چرا نباید خوب باشی زیبا

 

منم خوبم ، خدا رو شکر ...

 

تا همین چند دقیقه پیش داشتم سفره هفت سینمو میچیدم ! سال نو منتظر نموند تا من کارام تموم شه و هنوز کلی کار دارم .

 

این چند روز یا مریض بودم یا درگیر سفره هفت سین مادر جون ( مادر شوهر عزیز ) بودم ، دوست داشتم سال نویی دلشونو شاد کنم که الحمدلله خیلی خوششون اومد و همه ( عمه مرضیه و همسرشون هم اومدن شیراز ) کلی تعریف و ذوق کردن خندونک منم البته کلی خجالت کشیدم خجالت

 

راستی نگفتم برات نه؟ با پولی که همسری گلم بهم هدیه داد رفتیم باهم رنگ ویترای ( مخصوص شیشه ) گرفتیم و به خودم قول دادم یا اولین کارمو به مادر جون هدیه کنم یه مخصوص برای ایشون کار کنم ، البته اینم بگم که هنر خاصی نبود چون ایشون همیشه پشتوانه ما بودن مخصوصا از نظر مالی و در هزینه های سرسام آور دانشگاه و البته که از طرف خدای مهربون و رازق محبت خدایا شکرت .

 

امروز یادم رفت از سفره شون عکس بگیرم بذارم برات اما فردا حتما برات عکسشو میگیرم و میذارم ببینی چه مادر هنرمندی داری خخخخخ خندونک ( روز عید-یک شنبه ساعت 8:00:12 ثانیه صبح)

 

باباییتونم امروز تا هرچی خونه بودیم همچنان داشتن زحمت می کشیدن و نون حلال در می آوردن برای بنده و شما ... درسته دلم می خواد شب عیدی مثل خونه باباییم شور و هیجان تو خونه باشه هر کی یه چیزی بیاره همه نظر بدن سفره رو طور بچینیم ، یهو یکی بگه ای وای تخم مرغ یادمون رفت!  ... یکی مامان عزیزم قرآن بیاره ببوسه بذاره سر سفره ... سمانه ذوق ماهی و روشن و فوت کردن شمعای سفره رو داشته باشه ... منم که طبق معمون درگیر چیدن سفره و پاپیون روبان سبزه و مرتب کردن و عکاسی ... هی متنظر یادش بخیر ...

 

ولی الانم خوبه آرام ناشکری نمی کنم !

 

عزیزم امسال بعد از دعای سلامتی و ظهور آقا ... بعد از دعای سلامتی تموم مسلمونا و شیعیان دنیا بخصوص فلسطین و سوریه و عراق و یمنغمگین (یمن مظلوم!) بعد از دعا برای سلامتی پدر و مادرای مهربون و همسری گلم ... از خدا می خوام یکی دوتا فرشته مهربون و شجاع بهم هدیه بده امسال که رهرو امام زمان عج باشن محبتمحبت ان شاالله

 

10 دقیقه مونده به 3 بامداد ! به نظرت وق دعای مقلب القلوب بیداریم؟؟؟متفکر فکر نمیکنم بیدار شیم!

 

راستی امسال جای اونایی که رفتن سر سفره هفت سین خالیه ...غمگین مامان بزرگ و مخصوصا عمه اعظم غمگین چقدر سخته یه دختر نوجوون با باباش تنها بشینن سر سفره و سالشون رو نو کنن خطا بدون مادر !!! گریه ببخشید من بازم دلتو غصه دار کردم غمگین

 

اها راستی به عنوان یه خبر خوب و آخرین کلام ... الحق که هر کار خدا حکمتی داره ... بخاطر سرما خوردگیم که داشت بدتر میشد رفتم دکتر ، بهم چرک خشک کن داد و وقتی سرچ کردم اسمشو دیدم برای عفونت هم خوبه ، الن یکی دو روز هست که عفونتم خوب شده زیبا امیدوارم کلا خوب شده باشه و دیگ بر نگرده و همه چیز به حالت عادی برگرده تا ما بتونیم به لطف خدای مهربون و بزرگ صاحب فرشته یا فرشته های خدا بشیم محبت

 

میگن هر فرد مومنی اگر هر 40 روز بهش مصیبتی نازل نشد (نه صرفا فوت ؛ حتی یک عطسه ، یک جا بجا کردن چیزی که باعث بشه یک ذره سختمون بشه ) بدونه خدا ازش قطع امید کرده ... پس خدا هنوز بهمون امیدواره ... الهی شکر

 

کلام آخر ... امیوارم فردا بیدار باشم سر سال تحویل ... بر لب دعای مقلب القلوب و عجل فرج (ان شاالله)

پسندها (1)

نظرات (2)

biiitaaa
5 فروردین 95 13:13
روزهاتون شاد شاد...تقديرتون قشنگ...از ته دل عيدتون مبارک خيلي خوشحال ميشم عزيزم به منم سر بزني
ارمغان بهشت
پاسخ
سلام عزیزم ممنون عید شما هم مبارک
محجوب بانو
7 فروردین 95 23:23
سلام مهربونم انشالله همیشه سلامت باشید و سال خوبی داشته باشید منتظر عکسهای قشنگت می مونممممممممم
ارمغان بهشت
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم که به سر میزنی همچنین شما هم ان شاالله سال خوب و پر از برکتی داشته باشین